|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
در نگاهت راه رفتم؛
بي آن كه خواسته باشم
در نگاهم راه رفتي ؛
بي آن كه خواسته باشي
نگاهم در تو بود و نگاهت در من
سلام كردم
سلام كردي
نگاهت به در شد
نگاهم به در شد
در آستانه؛
لبخند زدي
خنديدم
خداحافظي كردي
خداحافظي كردم
در بسته شد
و..
بي آن كه خواسته باشم ...تو رفتي ..من ماندم
|
|