تبليغاتX
مشق سکوت - اردیبهشت
 
مشق سکوت
 
 
وب نوشته های مرجان توحیدی
 
كودك بودم
تمام تصويرم از بهار شكوفه هاي سفيد و صورتي درختان نزذيك خانه است و اين تصنيف مولانا
خود زفلك برتريم از ملك افزون تريم..  مدام از شبكه يك يا دو در گوشم نجوا مي كرد ؛همين در ذهنم مانده است
با پيچ و تاب هايي كه لاي درختان مي خورديم با بچه هاي عمويي كه زنده بود آن روزها


چه شد ،نمي دانم فقط مي دانم كه بزرگ شدم
آن قدر بزرگ كه پیر شده باشم

...
تمام تصويرم از بهار در ارديبهشت خلاصه شده است
در يك اتاق رسمي با چند مبل و صندلي
با گلدان هاي طرح سنتي يادگار از..
با سجاده اي كه تا شده بود در كنار يك مشت روزنامه
تمام تصويرم از بهار در آن اتاق جا مانده
درآن اتاق رسمي
درآن صبح بخير رسمي
در آن گفت و گوي رسمي
درآن كنايه هاي طنز آلود رسمي
در آن خنده هاي مستانه رسمي
در آن اتاق..
تمام تصويرم از بهار در آن ارديبهشت خلاصه شده است
 و تمام ارديبهشت در آن اتاق رسمي جامانده..

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:6  توسط مرجان  | 
 
  بالا