|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
اما اولین و تنهاترین چیزی که همیشه و همیشه ذهنم رو مغشوش کرده همون چیزیه که... توی این روزای بارونی چقدر دلتنگم.. چقدر سخته که آدما بخوان با خاطره های کم رنگ زندگی کنن..
خاطره های کم رنگ بعد از یه مدت بی رمق و محو می شن.. اما یه خاطره کم رنگ هیچ وقت برای من محو نمی شه .. کاش خودم اون خاطره کم رنگ نباشم ...
چه یاد حمید مصدق افتادم..
کاش خواننده شعرم باشی ...راستی شعر مرا می خوانی...راستی شعر مرا می خوانی؟؟؟
|
|