|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |

تو ؛
اين روزها
مثل همه آنهايي كه بازي سياست مي كنند و عاشقند..
عاشق بودي ...
آنها به رغم همه انتقاداتي كه به عملكرد اقتصادي دولت دارند و به همين دليل هم مدام خطاب واقع مي شوند و هزينه هاي دولت را كه به نام كل اين جريان محسوب مي شود تحمل مي كنند و ناگزير از ان دفاع هم مي كنند ؛ناچارند تا تلاش كنند به هر نحو ممكن احمدي نژاد را براي 4 سال ديگر خار در چشم و استخوان در گلو تحمل كنند مبادا كه مهم ترين جايگاه اجرايي كشور به دست اصلاح طلبان بيفتد .با حضور احمدي نژاد اين اميد براي جريان راست قوت مي گيرد كه بتواند همچنان در قويه مجريه و مقننه به تحكيم پايگاه خود بپردازد و براي سال هاي آينده برنامه ريزي كند.
از همين روست كه اصولگرايان معتقدند كه ريسك نمي كنند و نمي خواهند با معرفي يك كانديداي ديگر از سبد احمدي نژاد خرج كنند .مجري انتخابلت بودن،همخسو بودن شوراي نگهبان ،در اختيار گرفتن صداو سيما و نيودن مطبوعه اي براي جريان چپ و مهم تر از همه تبليغاتي كه درباره دولت نهم مي شود و خرج كردن از بالاترين مقام كشور مبني بر حمايت از دولت شايد خيال جريان راست را راحت كرده باشد اما هنوز تا انتخابات فرصت باقي است .
در اين ميان با آمدن خاتمي به احتمال قريب به يقين مير حسين اعلام كانديداتوري نمي كند و احتمالا به همان معاون اولي بسنده خواهد گرفت تا همه چيز براي رقابت دوطبي مهيا شود. بودن و نبودن كروبي هم چندان توفيري در اصل ماجرا ندارد.
در اين رقابت دوقطبي ظاهرا چاره اي نمي ماند جز اين كه به جرگه حاميان خاتمي پيوست. دست كم براي من رهايي از اين گقتمان تلخ اصولگرايي كه جز بدبختي براي مردم دستاوردي نداشته است شايد مهم ترين دليل باشد كه در ميانه راه به حاميان خاتمي بپيوندم هرچند كه در ابتدا براين عقيده نبودم و هنوز هم اقناع نشده ام. اما شرايط موجود مجال را از همه ربوده است و در انتخاب بين احمدي نژاد و خاتمي بعيد مي دانم آنهايي كه داعيه اصلاح طلبي دارند به سمت احمدي نژاد ميل كنند كه حد اين ميل بر اسا س قواعدي كه در توابع رياضي داريم به سمت "منفي بي نهايت "خواهد بود!
مخالفان خاتمي و آنها كه او را اصلاح طلب حداقلي قلمداد مي كنند كه نتواست در برابر چارچوب ها ايستادگي كنند هم بعيد است كه بخواهند به اين فرضيه منسوخ توجه كنند كه با تداوم اين وضعيت راه براي تغيير ساختار فراهم مي شود چرا كه ايرانيان ديگر هرگز هزينه يك انقلاب ديگر را نمي دهند و دور از باور است كه بين احمدي نژاد و خاتمي احمدي نژاد را برگزينند مگر اين كه نخواهند در انتخابات شركت كنند كه اين بحثي جدا ست.
اين آزمون سختي است اما براي خاتمي چه جريان احمدي نژاد دوست تر دارد دارد كه در اين فقره هم چون فقره 84 اين بار خاتمي به جاي هاشمي شكست دهد و در اين صورت ديگر اصلاح طلبان حرفي براي گفتن و رو كردن در عرصه سياسي نخواهند داشت . شايد براي دفاع از همين اصلاحات نيم بند هم كه شده بايد براي جلب مشاركت كوشيد تا در رقابت بين خاتمي و احمدي نژاد گفتمان اصلاح طلبي پيروز شود .
شايد اگر خاتمي كانديدا نمي شد بازي به گونه اي ديگر پي گرفته مي شد و اميد براي حضوري قوي تر در 4 سال ديگر فراهم بود اما شكست خاتمي در اين مقطع شكست اصلاح طلبي است و آنها كه به مجلس هفتم و شوراي شهر دوم و سوم و نهمين دولت و مجلس هشتم افتخار مي كردند اصلاح طلبان را از هستي ساقط مي كنند و كيست كه بتواند از زير اين يوغ خفت سر بلند كند؟
این پست البته سند رسوایی من نزد مهدی خواهد بود !اما با علم به این بی آبرویی!این پست را نوشتم تا شاید توجیهی باشد برای این چرخش!!
در نگاهت راه رفتم؛
بي آن كه خواسته باشم
در نگاهم راه رفتي ؛
بي آن كه خواسته باشي
نگاهم در تو بود و نگاهت در من
سلام كردم
سلام كردي
نگاهت به در شد
نگاهم به در شد
در آستانه؛
لبخند زدي
خنديدم
خداحافظي كردي
خداحافظي كردم
در بسته شد
و..
بي آن كه خواسته باشم ...تو رفتي ..من ماندم
|
|