|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
اين آقاي ناشناخته كه در نامه اش به نوعي عقده گشايي كرده بود و با این كارش مثلا مي خواست پبه چپ مدرن را بزند نمي دانست كه با تاسي از شيخ و مرادش چه خوراكي براي خودزني و مضحكه شدن چپ فراهم مي كند.
بماند اين همه را گفتم تا به اينجا برسم كه اگر حرف مي زنيم بايد طاقت شنفتن هم داشته باشيم .شيخ شما بار ها گفت و حال كه تنها يك بار شنيده است شايسته نيست كه يك ناشناخته اينچنين برآشفته شود و گزگ دست بقيه بدهد.
گذشته گذشته است و اگر هم حرفي هست بايد در اندروني گفت كه گوش نا محرم نباشد جاي پيغام سروش يا شيخ .
خزان طبيعت؛ فصلي كه سرما را با خود خواهد آورد
پاييز اما براي من آغاز است
من در همين برگريزان شروع مي شوم

من با زردي برگ درختان مي آيم
من با مهر پيوند خورده ام
پاييز كه بيايد من هم مي آيم
گرگ و ميش سوم مهر ماه كه سر بزند
چشمانم به دنيا باز مي شود
امروز آغاز من است
آغار بيست و چهارمين پاييز زندگيم
امروز سوم مهر است ؛ روز تولد من
دعا مي كنم كه مبارك باشد...
فارغ از همه کم و کاستی های روزنامه که بر هیچ کس هم پوشیده نیست ما در این روزنامه تنهاهمکار نبودیم بلکه دوستانی بودیم که در کنار هم زندگی می کردیم. شاید به همین خاطر بود که وقتی چند ماه پیش از روزنامه بیرون آمدیم چشمان همه مان و البته من بیشتر از همه خیس بود و همه از این وضعیت ناراحت بودیم.
من هم چون مهجاد از گلایه هایم می گذرم هرچند همه این حرف ها را بارها و بارها به گوش مسئولین روزنامه رساندیم ای بسا دریغ که کسی نبود که گوش بدهد.آقای عطریانفر که خدا خیرش دهد در طبقه پنجم حزب تدارک هم میهن را در کنار محمد قوچانی می دید و آقای کرباسچی هم که ترجیح می داد اصلا اعضای تحریریه را نبیند و این روزنامه به نام ایشان شناخته نشود شاید هم به همین خاطر بود که بعد از این که تدارک جشن یک سالگیمان را دید و با لبخند تصنعیش در جشن حاضر شد بلافاصله روزنامه رفع توقیف شده اش را احیا کرد. اگر تحریریه بی عیب نبود مسئولین حزب و روزنامه هم در سو مدیریت کم نگذاشتند و همه چیز دست به دست هم داد تا اینچنین شود که شد.
حرف درباره کارگزاران زیاد است و زیاد گفتیم و کم شنیدیم . الباقی هم بماند .دوستان خوبی بودیم . یادش بخیر جمع هایمان در کارگزاران. امید که بعد از یک ماه دوباره شاهد حضور کارگزاران و این بار طلوعش باشیم.
هوشنگ صدفی امید ایران مهر ریحانه مظاهری ابو الحسن مختاباد نگین بهکام هم هر یک در این باره کلامی به نقد و توصیه نوشته اند.
|
|