|
مشق سکوت
|
||
|
وب نوشته های مرجان توحیدی |
ي كه ازش تعريف كردند و سخرانيهاي امروز واقعا به اين مسئله فكر كردم كه چرا يكي مثل قرائتي بايد يه تريبون ثابت در صدا و سيما داشته باشه و يكي هم اين جوري مهجور بمونه.
يك سال از عمر من هم گذشت يك سالي كه ثبت كردم آن را؛تلخي هايش را و شايد لختي شيريني كه حالا به نظرم خوابي مي آيد انگار ..اين قدر كه تلخي ها كامم را زهر كرد كه اگر هم شيريني بود مزه اش را نفهميدم چون روياي شيريني كه تا مي خواهي از غرق شدن در آن لذت ببري يك هو بيدار مي شوي و...
یک سال گذشت یک سال در کاگزاران با بچه های سرویس سیاسی که دوستانی بودیم بهتر از آب روان و حالا از هم جداییم و من یک جا نفیسه مهدی سجاد علی آقای خوش چهره هر کدام جای دگر یک سال گذشت با توقیف روزنامه ها یک سال گذشت با آشنایی ها و جدایی ها هر چه بود گذشت و اميد كه در سال جديد شيرين شويم و تلخيمان خاطره اي شايد.. يادش به خير سال گذشته كه اولین مطلب را با اين مصرع خاتمه دادم به گمانم تكرارش خالي از لطف نباشد:بضاعت ما هم اين بود تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.. آری حال هم بضاعتمان این است و تا یار که را خواهد و ...
|
|